X
تبلیغات
ღღღღانــتــــظــــارღღღღ

ღღღღانــتــــظــــارღღღღ

www.flog.blogfa.com

   

        این پست تا اطلاع ثانوی ثابت میباشد

                                                                            

                                 

     

 

 سرنوشتمه                                               

وقتی که دیگر نبود من به بودنش

نیازمند شدم وقتی که دیگر رفت

من به انتظار آمدنش نشستم وقتی

که دیگر نمی توانست مرا دوست

بداردمن او را دوست داشتم وقتی

که او تمام کردمن شروع کردم وقتی

او تمام شدمن آغاز شدم وچه سخت

است متولد شدن مثل تنها زندگی

کردن است مثل تنها مردن.....

      

+ نوشته شده در  ساعت   توسط امید 

اطلاعیه انتظار

 

  اطلاعیه انتظار

 من سرباز وطن شدم

عزیزان سلام من الان سرباز گمنام امام زمانم واسه اینه که نیستم که جواب کامنتای زیبا و بعضیا خصوصی رو بدم.دوستان گل فکرشو کنید آموزش انتظامی ببینی واسه نیرو انتظامی داخل شهری بعد جواب تقسیما بیاد ببینی بعد آموزش جوابا همه مرزبانی هست همه بغض گلوشونو گرفته بود...بعضیا گریه بعضیا فرار از خدمت و و و ولی منت تحمل کردم الان دیگه کم کم تو ۵ ماه میرم ولی دیگه طاقتم سر اومده...بگم کجا خدمت میکنم:    یه جورایی ۱۰۰متر تا باکستان مرزبانی سیستان و بلوچستان بعد شانس بد تا نقطه صفر مرزی بردنم واسه خدمت...دارم کارای انتقالیمو میکنم واسم دعا کنید بشه چون سرنوشتمه خدمت تو مملکت ما واجبه نری نمیشه...دیگه که...هیچی بیخیالش حالم به هم میخوره از اونجا راستی الان هم که اومدم خونه دست راستم تو درگیری با قاچاق چیان اشرار تیر خورده که با بد بختی تمام با درد فراوان نوشتم اینارو...واسم دعا کنید فقط همین محتاجم به دعا که انتقالیم جور شه حداقل نخواستم شهر خودم استان خودم...

بیخیال اونا...

عزیزان گل  تشکر فراوان دارم از اول آبجی گلم خانم دکتر  از کامنتای زیباش/داداش نفسم که همش دنبال کارام میدوه تو این شرایط کاریش و کامنتای زیباش/و دوستان زیز که کامنتاتونو خوندم ولی وقت جواب دادن ندارم ولی مطمئن باشید در آینده جواب میدم

تشکر تشکر مخصوصا نادیا خانم که شاید همشهریم باشه که محمد نجم رو به خوبی میشناسه

نقیب الله دوست خوب

سارا خانم

فاطمه خانم

رفیق جونم که خیلی دوست خوبی بودیم با هم یادش بخیر از کامنتا و بستامون

فاطیما خانم

نیلو خانم خودمون که خودش بیش داداشم اینا زندگی میکنن عروسشون شیراز ما

محیا جون که خیلی ازم دلخوره و منتظر جواب بودی همیشه ببخشید حلال کنید

علی خان

رضا حبیبی همشهری گلم هم رشته ای گام دیگه چی بگم فدات

نگار

سویل

رزا از بابت لطفشون و بد اخلاقیشون

ریحانه خانوم

محمد هادی گل

حجت نظافت خواه

تینا خانم فوضول

رها

دل دیوونه

آنتی۲۴۴۲ گمنام دوست قدیمی

مهتاب

محسن ایوول دوست بسیار خوب قدیمی

دراکولا

نیکا

نیلوفر خانم

نازیلا

چراغ سبز

کــــــــــــــــافر دوست همشهری

قاسم هم دانشگاهی

اونی که نمیخواس اسمشونو بنویسه

المیرا خانم

بهار

لیلی

شادن

۲۰

بارسا

ی دختر مریم جون که خودشونو حسابی تحویل گرفتن با اسمشون

سایه

مهران فانتوم

تینا جون

مالیسا

فریبا

کریس

نغمه

آیسان

بگاه

سارا

و بنده خدایی که خوشونو اینطور معرفی کرده بودن

و دانشجوییان و هم دانشگاهی هایی که اومدن وحسابی خجالتون دادن...و بعضیا که خیال میکنن من هنوز دانشگام شاید اشتب گرفتن

دیگه که همتونو دوس دارم خوش باشین...یادتون نره دعا

راستی بعضی جاهای وب ریخته به هم دیگه ساااری ببشخیندا خودمون

خدانگهدار

 

نه باید یه پست جداگونه بذارم واسه عذر خواهی از دوستان گل برید تو بست بعدی                                                                                  اگه از آهنگ وبم خوشت اومده   

  اینم لینک دانلود

 

دانلود آهنگ مرتضی پاشایی(دل من دل تو)

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط امید 

من اومدم

             اول اینکه این مال همتون

      

 

سلام دوستان گل امیدوارم این مدت خیلی زیاد که من نبودم حسابی خوش گذرونده باشین.عزیزان من بعد از عید که اون پست تست مخ رو گذاشتم حسابی کارو بار ریخت رو سرم که حتی نمیتونستم سرمو بخارونم(کارگر گرفته بودم واسم بخارونه)خلاصه بعدم که ترم آخر دانشگام بودم که حساب حسابی میخوندم که تمومشون کنم دیگه خودتون هم میدونید ترم آخر یعنی چی درس هست کارآموزی هست پروزه هست و و و. و دیگه واستون بگم ۳ تا از نمره هامو زدن قبول شدم ۳ تا دیگه مونده که اونا هم ایشالا قبولم و دیگه واسه خودمون مهندسی شدیم.بگذریم دیگه درس بیخیالی تا بعد از خدمت سربازیم...آخی زیاد ناراحت نباشین زیاد ندارم کسری میخورم به خاطر بابام تو جبهه بوه و صدامو کشت.بعدم تازه من سرباز صفر نمیشم که عذاب بکشم.بگذریم واستون بگم

 

          بادا بادا مبارک بادا  

                                ایشالا مبارک بادا

منبع:یک بیتی های امید

بگم....

بگم...

خوب میگم...جشن عروسی کیه کی؟؟؟؟

حالا قرش بده بیا وسط قرش بده...

تو که قر نمیدی فقط چشات کار میکنن میخونی قر که نمیدی...

باشه میگم

عروسی دااااااااااااااااداااااااااااااااااشمه

شما هم همه دعوت بیاین که نمیدونید چکارا واسش میکنم...همه چی محیا...

انواع مشروبات...

حالا بیاااااااااااااا

                       

 خوب عزیزان آهنگم عوض میگنم شما هم برقصین.فقط خنده و شادی

                         دوستون دارم فعلا بای          

                              

 

تست مخ۲

  به به آپ متفاوت تو سال جدید

این آقا خوشتیپه رو ملاحضه میکنید که داخل کوپه قطاره داره بیرونو دید میندازه دلش وا شه عاشقه

اصلا به ما چه خدا کنه به عشقش برسه سوالم اینه به نظرتون قطار داره به کدوم سمت حرکت میکنه

                       واسه جواب آقا دکتر برید ادامه مطلب نترسید آمپول نمیزنه

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط امید  | 

تبریک سال نو

                                          

                              

              

                    ببینیم کامنتای نود و یکی چطوره

+ نوشته شده در  ساعت   توسط امید  | 

تست مخ

خوب اینم یه آپ متفاوت

این نوشته ها که گذاشتمو میبینید که...رنگارو بدون اینکه لغات رو بخونید بگید

حواستون باشه رنگ کلمه رو بگید مثلا زرد که رنگ سبزه رو بگید سبز

نتیجه رو کامنت کنید

 

 

دلیل قاطی کردن:چون سمت راست مغز سعی میکنه رنگ رو ببینه و سمت چپ میخواد متن رو بخونه اینه که باعث میشه تداخل وارد بشه(نشونه سلامت مغزتون هم هست)

    

                                      خوب واسه کامنت هم برید پایین

                     این جوجو کوخشمله هم گل دادم واستون بیاره

داستان خودمه هاااا

سلام بچه ها خوبید خوش میگذره یا نه...

از کجا شروع کنم....

آها...امتحانا تموم شد کم کم پله های آخرای دانشگاه رو که ۳ترم پیش باید بر میداشتم دارم بر میدارم.اینم اگه خدا بخوادخدا که میخواد بنده کوتاهی به عمل بردمبچه ها میخوام از این امتحانام بگم... من این ترم چیزی نداشتم ۱۰ واحد بیشتر نبود اینم به خاطر دانشگاه قبول نشدم گفتم کار آموزی و پروژمو بذارم ترم بعد تا در حال تحصیل بسر ببریم.البته با کلی این طرف و اون طرف دویدن واسه اجازه تحصیل واسه یه ترم دیگه که خدمت سربازی پاچمو نگیرهآخی وگرنه من الان تموم بودماااا...بعد برم یکم جلو تر واستون بگم...من بیشترین استرس رو این ترم داشتم هم واسه میانترما هم پایان ترم.میانترما که به خوبی و خوشی اون استادایی که دوست داشتن میانترم بگیرن دادم تموم شد.(چون راحت تره تقلبی)رسید به فاینال که گفتم امید تو کجایی بشین بخون شرشو بکن.بله من خوندم و خوندم و خدایی دیدین که نمیومدم و خودمو حبس کرده بودم.از یک هفته قبل نشستم واسه امتحان اولم و دوم و سوم خوندم چون ۱۹ یکی بود ۲۱ دو تا بود.خلاصه اولی که بدون تقلب رفتم نشستم نوشتم دومی تقلب بردم.(حالا شانس بد ما استادمون الکی سرچ کنه چشش به اینا بخوره.شاننس که نداریم)من اونایی که بلد ننوشتم چون مراقبا مطمئنن که دانشجو اول اونایی که بلد هستن مینویسن و آخراش بیشتر هواسشونو جمع میکنن.قبلش بگم این ترم کلا مراقبا رو عوض کرده بودن جدید آورده بودن.شانس بد من بیچاره یه مراقب دختر بود بگم لامسب پیله کرده بود به من حالا بیا درستش کن.من گفتم خدایا چکار کنم اول اونایی که بلدم بنویسم بعد اونایی که نمیتونم تقلب کنم.تا اینکه گفتم بسم الله وقتی اومد طرفم اونایی که بلد مینویسم وقتی رفت اون طرف تر تقلب میکنم تا اینکه من نوشتم نوشتم حالا میدید هیچی نمیگفت یا نه نمیدونم خدا میدونه.نوشتم تموم شد بعد اومدم کاغذ تقلب رو جاسازی تقلبو تو دستم دید.من هول شدم خودکامو انداختم کاغذو اندختم زیر پام.ای دمش گرم به خدا.صدای پاشو میشنیدم گفتم الان برگمو میگیره میگه برو قلبم سرعت ۱۲۰ تا میرفت تا اینکه اومد جلوم یعنی اولین نفر تو ردیف بودم واساد.بم اشاره کرد پاتو بردار گفتم یا خدا میخواد اذیتم کنه بعد لوم بده من ترسیده بودم فقط گوش به فرمانش بودم برداشتم و اون خم شد برش داشت گذاشت تو جیبش.ای با معرفت چی بگم هر چی بگم کم گفتم.میدونی نمرم میشد۲۵/ چی میشد معدل انگار اصلا درس نمیخوندم.یه حالی شدم قلبم یهو آروم شد بعد که امتحانو نوشتم  و نوشتم بعدم آخرش بلد شدم تا برم نگاش کردم گفتم وایسم تشکر کنم گفتم نه نمیشه تابلو میشه اون...بعد داشتم میرفتم یه چشمک خوشکل واسش زدم اونم یه لبخند زد گفتم اینم تشکر... حتی همکلاسیمم فهمید بغل دستیم بود بعد بهم گفت ...بماند چی گفت...این امتحان اول که اینطور شد دومی سومی که اصلا گفتم تقلب اصلا...که اون مراقبه هم نبود.چهارمی که خیلی هم سخت بود تقلب نبردم اما خودم نوشته بودم داشتم به بغل دستیم که دختر بود میدادم که بنویسه برگمو یه جور میگرفتم کال کپی میکرد تا یهو دیدم مثل عجل معلق اون مراقب خوبه که میگفتما جلوم ظاهر شد گفت چه کاریه میکنی گفتم من که کاری نکردم گفت بغل دستیت داره کپی میکنه گفتم هوووم نفمیدم ببخشید خلاصه گفت تنها کاری که واست میکنم درج تقلب نمیکنم بده تحویل برو.دو تامونو البته...بعد اومدیم بیرون دختره همکلاسیم گفت این کی بود چی گفت ...منم گفتم هیچی...ولی بعد فهمیدم که خانوم دلباخته این دانشجو شده دیده بود من دارم به اون دختر همکلاسی میگم بهش بر خورده بود...خلاصه که اینطور ولی خدایی خیلی دلم واسش سوخت که دیگه محلشم نذاشتم و حتی آخرین امتحانو که دادم هیچی بش نگفتم فقط منتظر یه حرکت کوچولو از من بود...به قول بچه ها از تو حرکت از اون برکتبراتون بگم دلم سوخت واسش همین...

حالا هم چشم انتظار نمره هامم و هی دعا میکنم خدایا بالا بالا...شما هم اگه میشه واسم دعا کنید باش...یکی از نمره هامو زدن محض اطلاع اون چهارمی که گفتم گرفتم ۱۶.

راسی اگه زیاد طولانی شد ببخشید ولی خدایی اندازه یه فیلم آمیرکایی هیجان داشت

دوستون دارم.نظر یادتون نره(البته پایین)

+ نوشته شده در  ساعت   توسط امید  | 

وداع

 

                          

رو به قبلم نکنيد
من هنوز منتظرم
که بياد از در ببينم
روي ماه اون گلم
دو تا يادگارياش
آره واسم بياريد
يکيشون رو سينم و
يکيش رو لبهام بذاريد
اي خدا امون بده
نذار بي کس بميرم
اي خدا صبري بکن
عشقمو بازم ببينم
مگه تو نگفتي
عاشقا برات عزيزترن
پس بگو فرشته مرگم
نياد دور و برم
دردت به جونم کجايي
نا مهربونم کجايي
شايد که منتظر نشستي
روزي سره مزار بيايي
حالا که من نيمه جونم
مهتاجم به تو همزبونم
فردا سر قبرم بيايي
نمونده جز استخونم
واسه اولين بار با تو قهرم
با تو قهرم
نيايي سر قبرم
واست ارزش نداشتم
باز قلبمو شکستي
ميدونم حالا پيش غريبه نشستي
ديگه نمياد اون بي وفا
آه اي خدا
آه اي خدا
زجر و زجه ديگه بسه
روحم ز جسمم کن جدا

      

+ نوشته شده در  ساعت   توسط امید  | 

عشق شیشه ای

سلام دوستان عزیز امروز بعد از کلی که به احترام دوستم پستشو گذاشته بودم اومدم و آپ کردم و این آپ هم یه جورایی مثل آپ درد دلمه که نوشته بودم اما این دیگه ترانشه.دیگه نمیخوام زیاد حرف بزنم.ببینم نطراتتون چیا هست...

همیشه روش نمیشد این عاشق خجالتی

همش از پشت شیشه میدید تو رو یواشکی

لحظه ها رو میشمرد تا که دوباره رد بشی

رد بشی با این نگاهت دلو آسون بکشی

انتظار  میکشیدم  صدای  پاتو  بشنوم

منتظر بودم بیای و عکستو بازم بکشم

دست و پامو گم میکردم بند میومد زبونم

هر وقت که میخواستم بگم تویی وجود من

یه روزی جرات دادم به این دلم            

بیامو بهت بگم دوست دارم

اما تا اومدم پشت پنجره

دستاتو دیدم توی دست دیگه

چشم انتظاری بسه دیگه

بیقراری فهمیدم بسه دیگه

از خدا خواستم خراب شه آسمونم

تا از این دنیا برم دل بکنم

آخه اونی که منو تنها گذاشت

قدر این عشقو تو این دنیا نذاشت

ای خدا اون منو پشت سر گذاشت

عشق شیشه ای آره فایده نداشت

 

                           نظـــــــــر یـــــادتـــــــون نـــــــره 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط امید  | 

عکس سوژه

 

ادمه مطلبو برو ببین چه خبره

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط امید  | 

دانلود محمد نجم(ازت دلخورم)

سلام دوستان

شاید نظر سنجی باشه...

عزیزان من امروز آهنگ وبمو عوض کردم و خواننده خوش صدا خوب(جنس صداشو دوست دارم) همشهریمونو گذاشتم و دوس دارم نظر بدید حتما... ببینم نظرات شما و بقیه هم وطنان مخصوصا جوان در مورد آهنگاش چیه البته این یکیشه هااا خواستین حتما شرچ کنید.آهنگاشو دانلود کنید...

اگه هم خواستین تا خودم بزنم واسه دانلود(زدم برین پایین)

از پیشت میرم

بی تو میمیرم

کاش بدونی

خواب محال        دانلـــود آهنگها

مرداب

تنهام گذاشتی

تو کجایی

ازت دلخورم

       ببینید این نظر یادت نره خودشو کشت که شما یادتون نره                                                   

+ نوشته شده در  ساعت   توسط امید  | 

درد دل

سلام.دوستان گل و گلاب ایشالا که خوب و خوش سلامتین...یه چند مدت بود که آپ نکردم که کاملا در جریان هستین بعضیا که کجا بودمو چکارا میکردم.

عزیزان من نمیدونم هیچ وقت دوست نداشتم آپ که میکنم ناراحتتون کنم یا اصلا یه کوچولو اعصابتون خورد شه واسه همینه زیاد مطالب عشق و عاشقی اینا آپ نمیکردم.اما فقط خدا میدونه که من چی میکشم و فقط تنها کسی هم که بهش تکیه کردم خودشه.اونی که اصلا قبولش نداشتم و همیشه انکارش میکردم.خدایا ببخشم به زبون آوردم.به نظرتون بچه ها عشقی هم هست یا نه...به نظرتون بعد از مدتی کسی که تمام زندگیت بوده و خودش هم همینو میگفت و زندگی همدیگمون بدون هم محال میدونستیم و ازت جدا شده ببینی دستش با لبای خندن تو دستای یه غریبست.آخی...خدایی خودتون بودین چی میکشیدین.من نمیدونم چرا هنوز بعد از شاید ۲ سال یا ۲۰۰۰سال که واسم گذشته فکرش تو ذهنمه که کجاست چکار میکنه...ولی اون نه...وبلاگمو پیدا کرد اومد خیلی چیزا واسم نوشت اما هی اومدم بذارم گفتم شما هم ناراحت میشین که واقعا اینطور آدمایی هم هستن که خودشونو در هر نقشی میتونن راحت قالب کنن...شاید همه فریب بوده نه...واقعا کمرمو شکوند بدم شکوند با تعریفش از نامزدش با حرفایی که اصلا به حرفای خودش نمیخوره...نه من اشتباه کردم اون عشق نبود الکی وابستش شدم و دوسش داشتم.اما فکر نمینم عادت و وابستگی یا حتی هوس بود چون هنوز دوسش دارم...خیلی خستم از زندگی اما همیشه تلقین میکنم که بخندم.لب خندون و دل خون

ببخشید سرتو درد آوردم یه درد دل کوچولو بود که شاید شما هم مثل تلقینای خودم کمکم کنید تا فراموشش کنم.همین.متن زیر هم بخونید بد نیست... 

 

    

           فکرو زکرم تو بودي او روزا يادته 

                                    اون دل کوچيکه من جلوي پات بود يادته

رفتيو با رفتنت پا گزاشتي رو دلم

                                    سرم داره گيج ميره تو کجايي عشقه من

وقتي ميخواستي بري گفتي بهم غصه نخور

                                             دلو سپردم من به تو غصه نخور

گفتم بهت زود بيا دل من تنگه برات 

                                        تو نرفتيو ميگي آخه عزيز دلت مياد

ميگفتي من برميگردم خيلي زود

                                       دلو جونم همشون فداي يه تاره موت

ولي رفتيو خيلي وقته نامه ندادي تو برام

                                        آخه پس چي شد بگو تو جواب نامه هام

يه نامه همش دادي همون شده آب و غذام

                                       نميدوني يه غميه بهم ميگه باهات ميام

من غمو مي خوام چکار آخه تو بهم بگو

                                      فقط نگو دوست ندارم جونه من اينو نگو

آخه عاشقت بودم ديوانه وار باور بکن

                                     دل من تنگه به راحت تو منو ياريم بکن

شبا يه غمي مياد تويه سينم باهام حرف ميزنه

                                     مي خواد نا اميد کنه از نا اميدي دم ميزنه

شايدم ديگه نياي اين جوري که بوش مياد

                                فکر کنم وقتي بياي ببيني جنازم رو دوش مياد

اون موقع بگو ببينم دلت برام تنگ ميشه ؟

                                   اين زمين و آب گل براي تو چه رنگ ميشه؟

خلاصه کشتي مارو با اين ادائو اشوه هات

                                    دل من تنگه برات* تنگه برات* تنگه برات

واي الان صبح ميشه هن هنوز که من نخوابيدم

                                   يه روز ديگم تموم شدش ولي من نفهميدم

دفتر شعرم ديگه پر شده کجايي تو مي خوام برم

                                 ديگه کاري ندارم اينجا روي زمين دارم ميرم   

تو نبوديو غمت عشقه تو کشت مارو

                                          زير خاک دفنمو خاک خورد مارو
                                  

                       

+ نوشته شده در  ساعت   توسط امید  |